هانیه هاتفیان، متولد سال ۱۳۶۲ و دانشآموختهی رشتههای مهندسی صنایع و مدیریت است. او با ورود به دنیای کار و در تلاش برای حل مسائل سازمانی، با معضل «بیزمینهگی» نظریهها، مدلها و چارچوبهای مرسوم در فضای دانشگاهی و به تبع آن در فضای کارشناسی و تخصصی تحلیلگران و برنامهریزان سازمانی مواجه شد. بیزمینهبودن به حذف مؤلفههای اجتماعی و فرهنگی از نظریهها، مدلها و ابزارهای مدیریتی منجر میشود و شاید همین دلیلی باشد بر بیثمرماندن و ناکارآمدی عمدهی ابزارها و مدلهای مرسوم مدیریتی در حل مسائل سازمانهای ایرانی. مدلهایی که سازمانها را نه پدیدههایی اجتماعی، بلکه ماشینهایی انسانی میبینند که فارغ از تمام پیچیدگیها و اقتضائات خاص خود در الگویی جهانشمول و کلی قابل فهم و شناختاند.
این معضل هانیه را به تلاش برای مطالعه و کار عملی برای پیوندزدن میان علوم سازمانی و مدیریتی با علوم اجتماعی ترغیب کرد. او در ادامه این حوزهی علاقهمندی و دغدغه را به واسطهی مشارکت در تأسیس شرکت بهبود و توسعهی سازمانی هوده و فعالیت در تیمی متشکل از متخصصان سازمانی و علوم اجتماعی پیگیری نمود. هانیه به امکان تأثیرگذاری این نوع تلاشها در حل مسائل سازمانی علیرغم همهی محدودیتها و موانع در سازمانهای ایرانی باور دارد. موانعی همچون اعتقاد سرسختانهی اکثریت مدیران و کارشناسان سازمانهای ایرانی به الگوها و راهحلهای از پیشآماده، اجتناب از فهم عمیق مسائل سازمان و اشتیاق وافر به عملیاتیسازی هرچه سریعتر الگوها و ابزارهای مد روز که عمدتاً ناشی از تجربهی شرکتهای شاخص و موفق جهانی یا پژوهشهای تجربی در دانشکدههای کسبوکار شناختهشده و معتبر در کشورهای توسعهیافتهاند. با این حال، هانیه معتقد است که علیرغم همهی این محدودیتها، تمایل مدیران و تصمیمگیرندگان اصلی در شرکتها به حل معضلات و مسائل در شرایط پیچیدهی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور فرصتی است برای شناخت و حل مسائل سازمانی به شیوهای متفاوت.